عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

191

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

مىجوييد پس بر سر آن ، چه مايه با خود جدال و آويز جنگ حنين كنيد ! البته لطف جمع جنگ حنين و كفش حنين پوشيده نيست . خفّة رأس الذئب . عرب به سبكى خواب گرگ مثل زند . ابو عمرو گفته : « اخفّ رأسا من الذّئب » و اين از آن روى است كه گرگ به جهت احتراز و هراسناكى ، هرگز كاملا نمىخوابد . خفّة الفراشة . عرب به سبكى پروانه مثل زند ، زيرا كه پروانه هر چند از مگس درشت نيز بزرگتر است امّا هر گاه به دست‌گيرى در ميان انگشتان دست مانند آرد مىشود . و عوام چون خواهد كسى را به سبك روحى توصيف كند گويد چون پروانهء بهشتى است . خلاخيل الرّجال . زنجير را خلخال مردان گفته‌اند . ابو اسحاق صابى گويد : الحبس قصر لكلّ حرّ * و القيد خلخال كلّ فحل و الخطب كالضّيف لاتراه * ينزل إلّا على الاجلّ يعنى : زندان براى مرد آزاده كاخ است و خلخال پاى گردان ، زنجير . كارهاى بزرگ و گران مانند مهمان است كه تنها بر مردان گرامى و ارجمند درآيد . خلافة ابن المعتزّ . چيزى را كه چندان به درازا نمىكشد و به شتاب پايان مىپذيرد به خلافت ابن معتزّ مثل زنند ، زيرا كه او يك روز و ساعتى بيش خلافت نكرد و هر چند بسيارى از مردمان با او بيعت كرده بودند در روز دوم ، خلافت او به سر آمد و اين رويداد بيست روز مانده از ربيع الاول سال 296 اتفاق افتاد . او كه به المنتصر بالله ملقّب شد ، نخستين كسى بود كه اين سخن را گفت كه : آن روز فرا رسيد كه حق آشكارا گردد و باطل رسوا شود . رويدادهاى بدى به سر او آمد از آن جمله « مونس » حاجب دربار مقتدر - بدين شرط كه او را حاجب خويش بگمارد - با وى بيعت كرد و صافى حرمى با او سازش كرد تا كار المقتدر را به وى واگذار كند .